ویژگی های مومن را می دانید؟
حجت السلام پناهیان
#سخنرانی_کوتاه
#سخنرانی
ویژگی های مومن را می دانید؟
حجت السلام پناهیان
#سخنرانی_کوتاه
#سخنرانی
? علم پزشکی ثابت کرده است که شکستن دل واقعیت است.
یعنی وقتی دل کسی میشکند در قلب اتفاقی می افتد؛مثل یک خون ریزی کوچک یا یک جراحت ….
که حتی می تواند منجر به سکته قلبی شود….
? تو دوست خوب من …
هم مراقب دل خودت باش
هم دل دیگران…
دل شکستن هنر نیست …..
مواظب عواقبش باش
?از عواطف انسانی که ارگانهای بدن را ضعیف میکند:
1_ عصبانیت: کبد را ضعیف میکند.
2_ غم و غصه: ششها را ضعیف میکند.
3_ نگرانی: معده را ضعیف میکند.
4_ استرس:قلب ومغز را ضعیف میکند.
5_ ترس: باعث از کار افتادن کلیه ها میشود.
جلوگیری از این عواطف منفی میتواندباعث سلامتی شما گردد،پس خونسرد باشید،خوب نگاه کنید،خوب احساس کنید وخوب عمل کنید.
شاد باشید و درهمه حال لبخند بزنید.
هر صبح، پلکهایت،فصل جدیدی از زندگی را ورق می زند، سطر اول همیشه این است:
“خدا همیشه با ماست”
پس بخوانش با لبخند… ☺
#داستان_نماز
? راه لذت بردن از #مناجات و #نماز_شب ?
❤️ #شهيد #آیت_الله_مطهری می فرماید : ما یک سلسله لذت های معنوی داريم كه معنويت ما را بالا می برد. برای كسی كه اهل #نماز_شب باشد، جزو صادقين و صابرين و مستغفرين باشد، نماز شب لذت و بهجت دارد.
❤️ لهذا كسانی كه چنين توفيقاتی داشته اند، به لذت های مادی كه ما دل بسته ايم هيچ اعتنا ندارند.
? به عنوان مثال از وقتی كه بنده يادم می آيد (حداقل از چهل پيش) پدر بزرگوار بنده هيچ وقت نمی گذاشت و نمی گذارد كه وقت خوابش از سه ساعت از شب گذشته تأخير بيفتد.
? شام را سر شب می خورد و سه ساعت از شب گذشته می خوابيد و حداقل دو ساعت به طلوع صبح مانده و شب های جمعه از سه ساعت به طلوع صبح مانده بيدار می شود و حداقل قرآنی كه تلاوت می كند یک جز است و با چه فراغت و آرامشی نماز شب می خواند.
? حالا تقريبا صد سال از عمرش می گذرد و هيچ وقت من نمی بينم كه یک خواب ناآرامی داشته باشد، یک شب نيست كه پدر مادرش را دعا نكند. یک نامادری داشته كه به او خیلی ارادتمند است و می گويد: خیلی به من محبت كرده است شبی نيست كه او را دعا نكند.
? یک شب نيست كه تمام خويشاوندان و ذی حقان و بستگان دور و نزديكش را ياد نكند. اينها دل را زنده می كند.
آدمی اگر بخواهد از چنين لذتی بهره مند شود، ناچار از لذتهای مادی تخفيف می دهد تا به آن لذت عميق الهی برسد.
? شهید مطهری ، کتاب حق و باطل، ص ۱۷۰.
?مرکزتخصـ @namazmt ـصینماز?
?شرح دعای روز دهم ماه مبارک رمضان از آیت الله مجتهدی تهرانی(ره)
?اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی فِیهِ مِنَ الْمُتَوَکلِینَ عَلَیک وَ اجْعَلْنِی فِیهِ مِنَ الْفَائِزِینَ لَدَیک وَ اجْعَلْنِی فِیهِ مِنَ الْمُقَرَّبِینَ إِلَیک بِإِحْسَانِک یا غَایةَ الطَّالِبِین
ای خدا مرا در این روز از آنان که بر تو توکل کنند و نزد تو فوز و سعادت یابند قرار ده و مرا از آنان که مقربان درگاه تو باشند قرار ده به حق احسانت ای منتهای آرزوی طالبان
?اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی فِیهِ مِنَ الْمُتَوَکلِینَ عَلَیک
خدایا منرا در ماه رمضان از کسانی قرار ده که اهل توکل به تو هستند، چشمم به دست این و آن نباشد؛ چقدر خوب است که انسان توکل داشته باشد و اهل توکل باشد.
?️حدیث:
شخص عربی بود که خیلی گرفتاری داشت ایشان خدمت امام حسین ( علیه السلام ) رسیدند؛ و عرض کرد که من بدهکاری دارم و می خواستم به انسان کریمی مراجعه کنم و اینک به خدمت شما رسید ه ام.
حضرت فرمودند: سه مسئله از تو می پرسم اگر یکی ازآْن ها را جواب دادی یک سوم قرض تو را می دهم و اگر دو سوال مرا جواب بدهی دو سوم قرض تو را می دهم و اگر هر سه مسئله را جواب دادی؛ کل قرض تو را ادا می کنم.
عرب گفت: مثل شمایی از مثل منی سئوال میکند؟! از من بی سواد سوال می کنید؟
معلوم می شود این شخص عرب آدم متواضعی بوده است
حضرت فرمود: از جدم رسول الله شنید ه ام « الْمَعْرُوفُ بِقَدْرِ الْمَعْرِفَةِ » آگر خواستید به کسی احسان بکنید باید به قدر معرفتش احسان کنید؛ شما وقتی که می خواهید دستمزد بدهید متفاوت است پولی که به یک عمله می دهید غیر پولی هست که به یک معمار و مهندس می دهید؛ اگر یک مبلغ بالایی به یک مهندس می دهید بخاطر علم او هست؛ حضرت فرمودند جدم فرموده اند: « الْمَعْرُوفُ بِقَدْرِ الْمَعْرِفَةِ » اگه جواب سوالاتم را بدهی قرضت را می دهم؟
حضرت فرمودند: بهترین چیزها در عالم چیست؟
عرب گفت: بهترین چیزها ایمان به شما و ایمان به رسول و ایمان به شما خانواده می باشد.
حضرت از جواب عرب خوشش آمد و اورا تشویق فرمودند.
حضرت سوال کرد: زینت انسان به چیست؟
عرب پاسخ داد: زینت ها مختلف هستند؛ زینت عالم به یک چیز است؛ زینت ثروتمند به یک چیز است و زینت شخص فقیر به یک چیز
زینت عالم به حلم اوست
اگر به من عالم کسی دشنام داد نباید من هم به او دشنام بدهم و گلاویز بشوم
?حکایت:
در یک حمام عمومی؛ سرهنگی مشغول تراشیدن ریش خود بود؛ مرحوم شیخ محمد تقی بافقی در آن حمام مشغول استحمام بود ایشان واقعه را می بیند و به سرهنگ تذکر می دهد و میگوید: تراشیدن ریش حرام است و این کار را نکنید؛ و ایشان از اولیاء الهی بود و خدمت امام زمان می رسیدند؛ کتابی هم در شرح حال ایشان نوشته اند به نام؛ «التقوی و ما ادراک ما التقوی» و این کتاب را پیدا کنید و بخوانید. سرهنگ نمی دانست که ایشان از علماست. و کشیده ای بر صورت شیخ محمد تقی زد و گفت: مشتی به توچه؟!
مرحوم شیخ محمد تقی طرف دیگر صورتش را گرفت و گفت: یک کشیده دیگه هم بزنید ولی ریشتان را نتراشید!
سرهنگ با خودش گفت حتما این شخص برای خودش شخصیتی است؛ از علماست؟
وقتی از حمام بیرون می رود تازه متوجه شد که ایشان آیت الله شیخ محمد تقی بافقی است و بعد از این داستان ایشان از مریدان نمره یک شیخ محمد بافقی می شود و محاسن می گذارد و تا آخر عمر در خدمت ایشان بود حتی در آن ایامی که مرحوم بافقی توسط رضا خان به شاه عبد العظیم تبعید شده بود « ایشان 18 سال تبعید بودند »! .
و این ها همه به برکت حلم و بردباری ایشان بود. اگر شیخ محمد تقی عصبانی می شد و مریدان ایشان با سرهنگ بر خورد نا مناسبی داشتند آیا این مسائل اتفاق می افتاد. یک صفت حلم و برد باری این مرد صالح سبب توبه آن سرهنگ کذایی شد.
حضرت پرسید: زینت ثروتمند به چیست؟
عرب جواب داد: زینت ثروتنمند به بذل و بخشش است
بعض افراد متمکن و ثروتمند چقدر وجوهات می دهند؛ مسجد می سازند؛ به آموزش و پرورش کمک می کنند؛ خیرات می کنند؛ بعضی از ایشان هم خسیس هستند و به قول معروف نم پس نمی دهند؛ خواهرش می رود رختشویی می کند و او در فکر جمع مال است؟! این ها زینت ندارند؛ اگر بمیرد، کسی به تشییع جنازه او حاضر نمی شود.
بعد حضرت پرسیدند زینت فقیر به چیست؟
عرب جواب داد: زینت فقیر به صبر است
نان خالی می خورد؛ ولی به انقلاب چیزی نمی گوید! نه اینکه یک مقدار فشار روی او آمد و قیمت ارزاق زیاد شد بگوید: رضا شاه خوب بود؟! کجای رضا شاه خوب بود؟! تویی که این حرف را می زنی با این کلمه جهنمی می شوی؟ این قدر نفهمی؟! مگر انقلاب ما بخاطر شکم بوده است؟ اینکه می گویی خدا رضا شاه را بیامرزد این شما را جهنمی می کند؟! هر چند نماز خوان باشی!
حضرت سوال کردند: اگر این صفات در کسی نباشد حال او چگونه است؟
عرب گفت: باید آتشی از آسمان فرود ییاید و او را ازبین ببرد. یعنی عالمی که حلم ندارد و ثروتمندی که بذل و بخشش ندارد؛ و فقیری که صبر ندارد باید از بین برود.
بعد حضرت سوال کردند: نجات از مهالک به چیست؟
عرب گفت: توکل بر خدا
همه این حدیث را برای قسمت آخر آن خواندم؛ چون موضوع بخشی از دعای امروز در مورد توکل بود و از خداوند متعال در خواست کردیم که خدایا من را از متوکلین قرار بده.
?نصیحتی و اندرزی به طلاب علوم دینیه
طلبه نباید با خود بگوید؛ اگر من الان درس بخوانم چکاره می شوم و چکاره بشوم؛ مگه خود من وقتی طلبه شدم می دانستم چکار ه می شوم؟! در آن ایام که ما در س می خواندیم « حدود 63 سال قبل » ماهی « 10 تومان » به ما شهریه می دادند؛ بعد که به شهر قم رفتم ماهی « 15 تومان » شهریه می گرفتم؛ « 5 تومان » آیت الله صدر « 5 تومان » آیت الله حجت « 5 تومان » آیت الله سید محمد تقی خوانساری؛ ما روزی « 5 ریال » می گرفتیم و با نان خالی ارتزاق می کردیم و درس و بحث را رها نکردیم؛ با اینکه در همان ایام برای ماشین نویسی مدرک و تصدیق داشتم و میرزایی کرده بودم؛ سیاقه نویسی بلد بودم؛ چرتکه بلد بودم؛ الان هم که می خواهم برای مراجع وجوهات شرعیه بفرستم با چرتکه حساب می کنم؛ با فوت و فن بازار آشنا بودم؛ با وجود این فقط مشغول درس و بحث بودم و به فکر این مسائل نبودم که خوب اگر من درس بخوانم؛ در آینده چکار ه می شوم و… ولی متاسفانه بعضی از طلبه ها با خود می گویند آخرکار من چه می شود؟ و درس را رها میکند و دنبال کار و بار می رود! طلبه باید درسش را بخواند و مرتب نگوید؛ آخرعاقبت درس خواندن من چه می شود؟!
به خدا توکل داشته باشید؛ من با توکل به اینجا رسید ه ام؛ با توکل از صفر شروع کرده ام؛ « 51 سال پیش » که من به اینجا آمدم انبار خاک زغال بود و من با توکل آن را به اینجا رسانده ام.
?️ادامه حدیث
حضرت از کلام و جواب های شخص عرب خشنود شدند و تمامی قرض او را پرداختند و سپس حضرت انگشتر دست مبارکشان را به این عرب دادند
?گریز به روضه:
حضرت سید الشهداء به این عرب انگشتر داد؛ حاج آقا جعفر خندق آبادی نقل می کردند: تمامی ائمه علیهم السلام یک انگشتر در راه خدا داده اند ولی امام حسین دو انگشتر داده است ؛ یکی انگشتری بود که به این شخص عرب دادند و یکی هم انگشتری بود که در عصر عاشوراء دادند. در عصر عاشوراء با چه وضعی انگشتر را از دست امام حسین علیه السلام در آوردند. انگشتر به دست حضرت چسبیده بود و جدا نمی شد و با چه حالتی از دست مبارک ایشان خارج کردند
?دعای روز دهم
وَ اجْعَلْنِی فِیهِ مِنَ الْفَائِزِینَ لَدَیک
خدایا من را از رستگاران قرار بده؛ نه از اهل شقاوت
?وَ اجْعَلْنِی فِیهِ مِنَ الْمُقَرَّبِینَ إِلَیک
خدایا من را از مقربین در گاهت قرار بده؛ خدا نکند طوری زندگی کنیم که خدا به ما بگوید تو بنده من نیستی و ما را از درگاه ربوبی خودش دور کند و بگوید برو؛ گاهی پدر به فرزند نا صالح خود میگوید؛ برو تو دیگر فرزند من نیستی خدا هم گاهی به بنده خودش که غرق در معاصی شده است میگوید: از درگاه من دور شو که دیگر تو بنده من نیستی! خدا کند که خدا به ما بگوید، تو بنده من هستی
?بِإِحْسَانِک یا غَایةَ الطَّالِبِین
به حق احسانت خواسته های من را اجابت کن؛ ای کسی غایت طالبین تویی! انسان وقتی از همه جا نا امید می شود آخر کار در خانه خدا می رود و آن وقت دعا مستجاب می شود
?️حدیث:
اگر می خواهی بدانی دعایت مستجاب میشود یا نه! ؟ به دلت مراجعه کن اگر دیدی در گوشه دلت به کسی غیر از خدا هم امیدواری بدان که دعایت مستجاب نمی شود و لی اگر از همه نا امیدی و چشم دلت دست به دامن الهی است بدان که دعای تو مستجاب شده است. در حدیث آمده است که به عزت و جلالم قسم که من قطع می کنم امید کسی را که به غیر من امید دارد.
#تولیدی
«یدعونی الی قله الحیاء سترک علی، و یسر عنی الی التوثب علی محارمک معرفتی بسعة رحمتک، و عظیم عفوک»
پرده پوشی و ستاریتت به بی شرم و حیایی میخواند و معرفتم به رحمت بی انتهایت و عفو بی حسابت مرا جسور کرده و به سرعت به آنچه حرام کردی می گمارد»
به سراغ حرامت میرم چون حرمت نگه داری!!
بی حیایی میکنم چون باحیا هستی!!
گناه میکنم چون غفارالذنوبی!!
میبینم آنچه را نباید ببینم چون ستارالعیوبی!!
خدایا در محضرت گستاخانه گناه میکنم حالا آنکه اگر حتی کودکی خردسال نظاره گرم باشد دست از پا خطا نمیکنم که از چشمش نیفتم!!!
خدایا اگر از چشمت بیفتم؟
اگر پرده را بدری؟
اگر حرمت نگه نداری؟
اگر نبخشی؟؟؟؟
بیچاره می شوم بی چارهی بی چاره….
خدایا جای ندارم جزء درگاهت برای پناه بردن…..
خدایا کسی راهم نمی ده….
خدایا همیشه به اینجا که میرسم فقط خودم را اینگونه امیدوار میکنم که خدایا خوب یا بد بنده ات هستم
و حال بنده نادم وپشیمانت از همه جا رانده به درگاهت امده
خدایا مگر نگفتی« عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یکجا باختم
کردمت آوره صحرا نشد
گفتمت عاقل شوی اما نشد
سوختم در حسرت یک «یاربت»
غیر لیلا برنیامد از لب
روز و شب او را صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی گفتم«بلی»
خدایا امشب فقط با توام و برای تو
خدایا امشب توبه میکنم فردا فراموش میکنم اما من مقصر نیستم.
کرم و احسان و غفاریت توست که فراموش کارم کرده…..
خدایا مانده ام چه کنم و چه بگویم
بگویم دیگر با من کریمانه رفتار نکن
بگویم پرده پوشی نکن بگویم با عدلت با من رفتار کن……
نمیشود که نمیشود که نمیشود
آخر من بنده ضعیف و ناچیزت کجا و تحمل عدلت کجا؟؟
بدن ناتوان من کجا و تحمل جباریت تو کجا؟؟؟
اجرنا من النار یا مجیر
خدایا کم آورده ام تو خود چاره ای بحال بیچاره ام کن
مگر نه اینکه گفتی
«مطمئن بودم به من سر میزنی
در حریم خانه ام در میزنی
حال این لیلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بیقرارت کرده بود
مرد راهم باش تا شاهت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنم»
خدایا خودم را به خودت سپرده ام تا مرد راهم کنی……
آخرین نظرات