زلال نور

شوش دانیال(علیه السلام)

زلال نور

 خانه مشخصات مدیر وبلاگ تماس  ورود
زبان حال امام حسین علیه السلام(اکبری)
ارسال شده در 16 آذر 1394 توسط زلال نور در بدون موضوع, روضه

 زبان حال امام حسين (ع) (اكبري)

 

كاش بودي كرببلا، كنار حرمم،حرم داشتي حسن

كاش بودي كرببلا،يه ايوون طلا،تو هم داشتي حسن

دور ضريحت پر مرد و زن بود

مادرمون فاطمه بي محن بود

يك شب جمعه حرم حسين و

يك شب جمعه حرم حسن بود

من گنبدي دارم و گنبد بقيع، گرد و غباره

من يك ضريح دارم و تو سايه بونم ،قبرت نداره

برادر بي حرمم حسن جان

كاش بودي كرببلا ، تو بين الحرمين، حرم داشتي حسن

كاشكي گنبدي شبيه ،به گنبد حسين، تو هم داشتي حسن

گنبدامون شبيه كاظمين بود

قشنگ ترين بهشت عالمين بود

پرچم سبز يا حسن كناره

پرچم سرخ ذكر يا حسين بود

صحن و سراي من شلوغه و بقيع،زائر نداره

صحنت توي دلم و آسمونش، دور از ستاره

برادر بي حرمم حسن جان

كاش بودي كرببلا،كنار خيمه گاه ،حرم داشتي حسن

پيش قبر قاسمت،يه دونه بارگاه ،تو هم داشتي حسن

هيچ كسي غربت حسن نداره

اين همه داغ دل شكن نداره

درسته كه بي حرمي حسن جان

ولي حسين تو كفن نداره

صحن و سراي من شلوغه و بقيع،زائر نداره

صحنت توي دلم و آسمونش، دور از ستاره

برادر بي حرمم حسن جان

 

 

نظر دهید »
روضه امام حسن علیه السلام(کریمی)
ارسال شده در 16 آذر 1394 توسط زلال نور در بدون موضوع, روضه

 روضه (كريمي)

 

شرحه شرحه ميخوانم،شرح دوريت يارا

پاي دل به گل مانده،چشم من شده دريا

 

اي غريب دور از من،عشق آشناي دل

مينشينم امشب هم،پاي هاي هاي دل

آنقدر خودم بودم ،غافل از عطاي تو

فرمود:ما لحظه اي از شما غافل نميشويم.آقا جان من به يومن وجود تو زنده ام،من براي تو زنده ام،اقا جان،تو هم يه بار ضرر كن من رو بخر،آقا جان،بالاخره يه جايي به دردت ميخورم،آقاجان،امشب كار من رو درست كن،اينقدر گرفتار خودم بودم،يادم رفت تو همه كارمي،آقاجان،متي ترني و نرك،كي ميشه ما تو رو ببينيم،تو هم مارو ببيني اي آقاجان،امشب روضه ي امام حسن بخونيم،بگو فاطمه جان امشب در خونه آقا زاده بزرگه ات اومديم.

آنقدر خودم بودم ،غافل از عطاي تو

 تا كه بردم از يادم ،روي دلرباي تو

روي سينه ديدم من، نور رد پايت را

كاش بشنوم امشب ،گرمي صدايت را

العجل كه دريابي، ناله هاي حيدررا

تا بگيري از نامرد ،انتقام مادر را

دارم ميبرمت تو روضه

انتقام آتش را، انتقام آن در را

ا نتقام گيسو را، انتقام معجر را

يا صاحب الزمان،به ظهورت شتاب كن،آقاجان،يا صاحب الزمان…يا صاحب الزمان

انتقام آتش را، انتقام آن در را

انتقام گيسو را، انتقام معجر را

 انتقام آن دم كه ،بحر غم تلاطم كرد

مادري كه دركوچه، راه خانه راگم كرد

كودكي كه با مادر، بين كوچه تنها بود

روي چادر مادر ،خاك كوچه پيدا بود

كودكي كه ماتم در، خواب هر شبش مي ديد

نيمه شب ز خواب خود، مي پريد و مي لرزيد

از خواب مي پريد،مي لرزيد بدنش،چي شده؟حسن جان اين بچه ها هم مثل تو مادر ازدست دادن تو بايد اينهارو آروم كني، گفت:اينها كه نديدند تو كوچه چي شد،مادرم رو زمين افتاد…

خواب كوچه و دشمن، خواب آن درو ديوار

خواب شعله و آتش، خواب سينه ومسمار

كشتي گرفتن حسين و حسن سيد جوانان اهل بهشت،اقوال مختلف داره،يكيش اينه:بي بي از مدبخ وارد حجره شد،ديد پيغمبر اكرم جان عالم فداش،كنار حجره نشسته ،دو تا اقا زاده، دست گردن هم انداختن دارن زور آزمايي ميكنند،هر دو تلاش ميكنند پشت ديگري رو به زمين برسونند،بي بي نگاه كرد ديد رسول خدا زير لب صدا ميزنه،هي جانم حسن،حسن،حسن پشت حسين رو به زمين بچسبون،بابا بزرگ دو بچه است، فاطمه شروع به گريه كرد،بابا جان،همه جاي دنيا بچه ي كوچكتر رو تشويق ميكنند،چرا نميگي جانم حسين ؟حسينم كوچيكتره،فرمود:نگاه كردم به ساق عرش،زمين و آسمانها و درياها،ملائك،ساكنان زمين و آسمان،علي،همه ميگن:هي جانم حسين،ديدم حسنم كسي رو نداره.اي غريب آقام اي غريب آقام،سوا كرده هاي فاطمه امشب گريه ميكنند،اي غريب آقام، كاشكي يكي از اين چراغ ها امشب بقيع روشن بود،هي غريب آقام،فاطمه فرمود : وصال،هي ميگي حسين،مگه حسن پسر من نيست؟ .هي غريب مادر حسن،كريم اون كسي نيست كه گره ي تو رو وا كنه، كريم اون كسي نيست كه بيچاره بره در خونه اش،كريم اون كسي است كه دنبال بيچاره ها ميگرده، من و شما رو امام مجتبي عليه السلام سوا كرده آورده،اين دو ماه برا امام حسين گريه كرديم،ابي عبدالله اجازه داده،فرموده:اين روزايي كه برا من گريه كردي،حالا بهت اجازه ميدم برا حسنم گريه كني، مگه هر چشمي ميتونه برا حسن گريه كنه، امشب بريم كربلا و بقع،هي بريم مدينه،هي بياييم كربلا امشب،ابي عبدالله هفتاد و دونفر يار،دورش رو گرفته اند،كسي از گل نازك تر تا اينها بودند نتونست بگه،ابي عبدالله همسري داشت مثل رباب،تا زنده بود،زير سايه نرفت،گفت:آقام تو آفتاب جان داد،يه جوري صورتش تو آفتاب سوخته بود، بعضي ها با كنيز اشتباه ميگرفتند،رباب فقط همين بود،خانم شهربانو بماند،خانم اُم ليلا بماند، اما امام مجتبي به همسر ملعونه اش فرمود كار خودت رو كردي، فرمود:آقا غلط كردم،فرمود:بلند شو برو، الان اگه حسينم بياد ميكشه تورو. آي قربون دل مهربونت برم، دور بر حسين يه طرف جوانهاي بني هاشم،يه طرف ياران ابي عبدالله به سر كردگي حبيب ايستاده اند،چنان استوار محرم اسرار حسين،اين شهدا، كه شب عاشورا بهشون اسرار فرمود.اما امام مجتبي طرف ميومد، چشم تو چشم امام مجتبي،ميدوخت،شروع ميكرد ناسزا ميگفت، بي ادبي ميكرد، عرب باديه نشين اومد،گفت: ابامحمد تويي؟آري منم. از اسب پايين پريد،گريبان امام حسن رو گرفت،به قصد خفه كردن،چسباند به ديوار،فشار ميداد،چشم تو چشم امام حسن شروع كرد ناسزا گفتن،نفسش كه بريد،ايقدر گفت،خسته شد،همينطوري نگاش كرد،همچين كه خسته شد،امام حسن مجتبي فرمود:غريبي؟ خونه نداري؟ بريم خونه ي من، غذا نخوردي؟ سفره ي من پهنه، پول نداري؟ پول بهت بدم سفر بري. اينها ديگه كي اند؟ ببين تبليغات چكار ميكنه،شنيده حالا اومده امام حسن رو ديده، اگه گرسنه اي بريم؟لباس اگه نداري من بهت ميدم؟خوش اومدي،دستاش از گريبان امام حسن جدا شد،رو زمين افتاد،صورت گذاشت رو پا امام حسن، حالا ميخواد امام حسن بلندش كنه،بلند نميشه،گفت:آقا من نوكرتم،نمي دوني،چه حرفايي پشت سرت ميزنند. آي امام حسن اونم از قبر بي شمع و چراغت، يا اباعبدالله يه داداش داري كنار علقمه حرمش رو ببين غوغاست،اما داداش بزرگترت حرمش خاكيه، يه چراغ و شمعي هم سر قبرش نيست،اي واي، حالا اومديم مدينه،حالا مدينه رو دارم ميگم، بازم ميخوام مقايسه كنم،از زبان خود امام حسن،دورش نشستند ابي عبدالله داره مثل ابربهار زار ميزنه، آقا قمر بني هاشم سر به ديوار گذاشته، دستش گردن بچه هاشه، زينب كه آمد، فرمود طشت رو بردارند، حسين گريه ميكرد، فرمود: حسين براچي گريه ميكني؟ من دارم راحت ميشم،من ديگه چشمم به قاتلاي مادرم نميافته،شروع كرد،زار زدن و داد زدن،لب ها خوني شده،يه نگاه به حسين كرد،ديدن لباش داره تكون ميخوره،خوب گوش كردن ديدن داره ميگه :لا يوم كيومك يا اباعبدالله،حسين جان برا من گريه نكن،من الان تو كنارم هستي، داداشام هستند،خواهرام هستند، بچه هام هستند،اما يه روزي ميآد بدن تو روي زمين،همه كس و كارت رو كشتند، خيمه هاتو آتيش زدن،پيراهنت رو هركي يه طرف ميكشه، اي حسين….. حالا اومديم كربلا دوباره ميخوام برگردونمت مدينه، اومدن بدن ابي عبدالله رو دفن كنند، تيرها و شمشيرها رو امام سجاد از بدن بيرون كشيد،بدن رو ميان بوريا گذاشت، اما امام حسن تابوتش رو زمين بود،يه مرتبه چهل نفر تير به چله ي كمان گذاشتند، جلو چشم عباس تير باران كردند، وقتي ميخواستند بدن رو بلند كنند،تابوت با بدن بلند شد، اومديم مدينه، حالا دوباره ميخوام ببرمت كربلا، بدن رو تو قبر گذاشت، فرمود داداش غارت زده اوني نيست كه مالش رو بردند، غارت زده منم كه مثل تو داداشي رو از دست دادم، اما اينجا نگفت: كمرم شكست، كنار علقمه كنار بدن عباسش رو زمين افتاد، صدا زد آه، الان انكسر ظهري، الان كمرم شكست، حالا كربلا موندگار ميشي،صدا زد عباس بلند شو نگاه كن دارن به خيمه ها حمله ميكنند،اي حسين……….

 

 

نظر دهید »
درخواست مهلت برای خواندن نماز
ارسال شده در 16 آذر 1394 توسط زلال نور در بدون موضوع, حکایت

 درخواست مهلت براي خواندن نماز و…

 

در عصر روز تاسوعا وقتي كه دشمن تصميم گرفت حمله بر لشكريان امام حسين عليه السلام را آغاز كند، حضرت به برادرش (اباالفضل عليه السلام ) فرمود: (به سوي آنان برو و اگر مي تواني كار را به فردا واگذار، تا امشب را به نماز و نيايش و طلب آمرزش از او سپري كنيم ، خدا مي داند كه من نماز، تلاوت قرآن ، بسياريِ دعا و درخواست آمرزش را دوست دارم .)(76)

حضرت امام حسن عسكري عليه السلام مي فرمايند:

رسيدن به لقاي خداوندي سفري است كه تنها مركب راهوار آن شب زنده داري است .(77)

 

 

 

نظر دهید »
چرا شبها نمی خوابی
ارسال شده در 16 آذر 1394 توسط زلال نور در بدون موضوع, حکایت

 چرا شبها نمي خوابي

 

به (ربيع بن خثيم ) گفتند: چرا شبها نمي خوابي ؟ گفت : مي ترسم دشمن (خواب ) بر من هجوم آورد و در خواب بمانم (و از فيض نماز شب محروم شوم ).(68)

وصيّت كرد سجّاده اش را با او دفن كنند

حضرت آيت اللّه العظمي مرعشي نجفي رحمه الله عليه به فرزندش وصيت كرد:

سجّاده اي كه 70 سال بر روي آن نماز شب به جا آورده ام ، و تسبيحي از تربت امام حسين عليه السلام كه با آن در سحرها به عدد دانه هايش استغفار كرده ام با من دفن شود.(69)

هرگز حتي در ليلة الهرير نمازشبم را ترك نكردم

علي عليه السلام فرمود: از وقتي كه از رسول خدا صلي الله عليه و آله شنيدم كه فرمود: (نماز شب نور است ) هرگز نماز شب را ترك نكردم . ابن گوّاه پرسيد: حتي در ليلة الهرير؟

حضرت فرمود: حتي در ليلة الهرير(70) نماز شبم ترك نشد.(71)

با ياد خوشت خسبم در خواب خوشت بينم

از خواب چو برخيزم اول تو بياد آئي

 

 

 

نظر دهید »
توجه خدا به نمازگزار
ارسال شده در 16 آذر 1394 توسط زلال نور در بدون موضوع, نماز

 توجه خدا به نمازگزار

قال الباقر - عليه السلام - :

ذكر الله لاهل الصلاة اكبر من ذكرهم اياه ؛ الاتري انه يقول : (اذكروني اذكركم ) ؛

ياد خدا براي اهل نماز ، بالاتر از ياد آنها از خداست ؛ آيا نمي بيني كه خداوند مي فرمايد : (مرا ياد كنيد تا شما را ياد كنم ) .

(بحارالانوار ، ج 82 ، ص 199)

 

 

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 708
  • 709
  • 710
  • ...
  • 711
  • ...
  • 712
  • 713
  • 714
  • ...
  • 715
  • ...
  • 716
  • 717
  • 718
  • ...
  • 796

آخرین مطالب

  • شما در جنگ، نیروی علی هاشمی بودی؟
  • *غذاتون سرد نشه*
  • مستحب است؛ شد، شد؛ نشد، نشد
  • دانی چرایی حجاب را  ؟؟؟؟؟
  • سفری که پر ماجرا شد
  • سردار حجازی را بیشتر بشناسیم
  • جنگ احزاب در پیش است
  • آیا "سیزدهم فروردین" نحس است؟
  • یَنْهَى وَلاَ ینْتَهِیَ، وَیأْمُرُ بِمَا لاَ یَأْتِیَ
  • شب نیمه شعبان، اولین شب قدر و مقدمه شب‌های قدر ماه رمضان است.

آخرین نظرات

  • حسنا  
    • یک لقمه عشق
    در مبانی حجاب در قرآن
  • حسنا  
    • یک لقمه عشق
    در دلواپسی مردان غربی برای زنان چادری
  • آفتاب مهربانی  
    • آفتاب مهربانی
    در شما در جنگ، نیروی علی هاشمی بودی؟
  • حسن کریمی صدیق  
    • http://hasankarimisedegh@gmail.com>
    در جنگی که فقط ۳ ساعت طول کشید!!!!!
  • محدثه در دیزی_سفالی_در_فر (آبگوشت سنتی ایرانی) 
  • رهگذر در داستان طلبه ای که 15سال نان خشک میخورد 
  • دیگچه  
    • https://digche.com>
    در *غذاتون سرد نشه*
  • آریاپی  
    • https://www.youtube.com/channel/UCCoJEao2WNpfdxSxkK9N2Bg>
    در فراخوان مسابقه ی کتابخوانی و دلنوشته ‌ی پیامبر رحمت(ص)
  • دفتر ترجمه رسمی  
    • https://parsistrans.com/>
    در فراخوان مسابقه ی کتابخوانی و دلنوشته ‌ی پیامبر رحمت(ص)
  • رامین  
    • http://yahoo.co.jp>
    در "لن ترانی"سه بیت، سه نگاه، سه برداشت
  • بویکا  
    • https://worldbook.blogix.ir/>
    در شما در جنگ، نیروی علی هاشمی بودی؟
  • آشنا  
    • شب های بی ستاره
    • حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها )
    در فراخوان مسابقه ی کتابخوانی و دلنوشته ‌ی پیامبر رحمت(ص)
  • زلال نور  
    • زلال نور
    • معاونت پژوهش مدرسه علمیه الزهرا‌سلام.الله علیها شوش
    در طرز تهیه لواشک غوره
  • شادی  
    • https://shadima.com/>
    در طرز تهیه لواشک غوره
  • امیرِعباس(حسین علیه السلام)  
    • مبتلایِ حسین (علیه السلام)
    در *غذاتون سرد نشه*
  • یاس کبود  
    • یاس کبود
    در مستحب است؛ شد، شد؛ نشد، نشد
  • شكوفه چين  
    • آسمان
    در *غذاتون سرد نشه*
  • مدرسه علمیه ریحانه الرسول شلمزار  
    • مدرسه علمیه ریحانه الرسول شلمزار
    در *غذاتون سرد نشه*
  • Shafiee در ذکر علی عباده
  • زلال نور  
    • زلال نور
    • معاونت پژوهش مدرسه علمیه الزهرا‌سلام.الله علیها شوش
    در فراخوان مسابقه ی کتابخوانی و دلنوشته ‌ی پیامبر رحمت(ص)

Sidebar 2

This is the "Sidebar 2" container. You can place any widget you like in here. In the evo toolbar at the top of this page, select "Customize", then "Blog Widgets".

زلال نور

زلال نور گستره ای است به پهنای زلالیت نور برای رسیدن به آرامش ناب الهی
  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • احادیث
  • زندگینامه
  • ویژه نامه ها(موضوعات پیشنهادی)
    • محرم
    • فاطمیه
    • ماه رمضان
  • طب سنتی و اسلامی
  • بهجت خوبان
  • شایعه
  • احکام
  • شعر
  • امام موعود
  • با شهدا
  • خبرنامه
  • سخنرانی
    • حجت السلام انصاریان
    • خطبه آغازین
    • پی نوشت های سخنرانی
    • حجت السلام قرائتی
    • حجت السلام فرحزاد
    • حاج آقا پناهیان
  • مطلب روز
  • نماز
    • پی نوشت ها
    • آثار و اسرار نماز
    • ارزش نماز واجب
    • افعال و اذکار نماز
    • اهمیت نماز جماعت
    • حضور قلب و کمال نماز
    • اهمیت وقت نماز
    • نماز معصومین
    • نماز در خانواده
    • نماز شب
    • نماز جمعه
    • اهمیت نماز مستحبی
    • اهمیت وجایگاه مسجد
    • شهدا و نماز
  • همراه با زائران حسین.علیه السلام
  • حکایت
  • پاسخ به شبهات
  • تغذیه سالم
  • شیعه شناسی
  • ۱۴ معصوم
  • پرسش و پاسخ طبی
  • روضه
    • توسل
  • مناجات نامه ی آیت الله حسن زاده آملی
  • تفسیر
    • پی نوشت های تفسیر
  • کودکانه
  • معادشناسی
  • داستانهای مفید
  • ادعیه
  • مدافعان حرم
  • توحید مفضل
  • مناجات
  • بصیرت سیاسی
  • غدیریه
  • شبهات محرم
  • سبک زندگی عاشورایی
  • آیینه خدا
  • (مطالب روز-بیانات رهبری-احادیث
  • شمش الشموس
  • سی شب-سی آیه
  • مطالب ناب
  • بیانات رعبری
  • به قلم خودم
  • بیانات ناب رهبر
  • وحدت حوزه و دانشگاه
  • وحدت حوزه و دانشگاه
  • انقلاب در قاب خاطرات
  • سبک زندگی و روایت الگوی زن مسلمالن در فضای مجازی
  • آشپزی
  • سواد رسانه ای
  • کلام امیر بیان(نهج البلاغه)
  • حجاب و عفاف
  • خنده حلال
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان